غزل شمارهٔ 644

شاعر: عطار

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انگفتن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
عاشقی چیست ترک جان گفتن
1
عاشقی چیست ترک جان گفتن
سر کونین بی‌زبان گفتن
2
عشق پی بردن از خودی رستن
علم پی کردن از عیان گفتن
3
رازهایی که در دل پر خون است
جمله از چشم خون فشان گفتن
4
به زبانی که اشک خونین راست
قصهٔ خون یکان یکان گفتن
5
همچو پروانه پیش آتش عشق
حال پیدای خود نهان گفتن
6
عاشق آن است کو چو پروانه
می‌تواند به ترک جان گفتن
7
شیر چون می‌گریزد از آتش
شیر پروانه را توان گفتن
8
راهرو تا به کی بود سخنت
برتر از هفت آسمان گفتن
9
کم نه‌ای از قلم ازو آموز
ره سپرده سخن روان گفتن
10
کار کن زانکه بهتر است تو را
کار کردن ز کاردان گفتن
11
جان به جانان خود ده‌ای عطار
چند از افسانهٔ جهان گفتن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور