غزل شمارهٔ 216

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انگفتن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سهل گفتی به ترک جان گفتن
1

سهل گفتی به ترک جان گفتن

من بدیدم، نمی‌توان گفتن

2

جان فرهاد خسته شیرین است

کی تواند به ترک جان گفتن؟

3

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

تا کی آهسته و نهان گفتن؟

4

وصف حسن جمال خود خود گوی

حیف باشد به هر زبان گفتن؟

5

تا به حدی است تنگی دهنت

که نشاید سخن در آن گفتن؟

6

گر نبودی کمر، میانت را

کی توانستمی نشان گفتن؟

7

ز آرزوی لبت عراقی را

شد مسلم حدیث جان گفتن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور