غزل شمارهٔ 506

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ودم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
تا عشق تو سوخت همچو عودم
1
تا عشق تو سوخت همچو عودم
یک ذره نماند از وجودم
2
تا بگذشتی چو باد بر من
بر خاک فتاده در سجودم
3
یک لحظه ز تو نمی‌شکیبم
خود را صد ره بیازمودم
4
عشقت چو نشست در دلم ساخت
برخاست ز ره زیان و سودم
5
از جوهر عشق هر دو عالم
یک ذره ز خویش می‌نمودم
6
چون نیک به خود نگاه کردم
من خود به میانه در نبودم
7
چون من به خودی نبود گشتم
آیینه کاینات بودم
8
گه پردهٔ آسمان گشادم
گه چهرهٔ آفتاب سودم
9
از بس که بسوختم درین تاب
عطار نیم ولیک عودم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور