Toggle stanza 1
مرا با عشق تو جان درنگنجد
1

مرا با عشق تو جان درنگنجد

چه از جان به بود آن درنگنجد

2

نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان

که اینجا کفر و ایمان درنگنجد

3

چنان عشق تو در دل معتکف شد

که گر مویی شود جان درنگنجد

4

چه می‌گویم که طوفانی است عشقت

به چشم مور طوفان درنگنجد

5

اگر یک ذره عشقت رخ نماید

به صحن صد بیابان درنگنجد

6

اگر یوسف برون آید ز پرده

به قعر چاه و زندان درنگنجد

7

چو دردت هست ، منوازم به درمان

که با درد تو درمان درنگنجد

8

دلا آنجا که جانان است ره نیست

که آنجا غیر جانان درنگنجد

9

تو چون ذره شو آنجا زانکه آنجا

به جز خورشید رخشان درنگنجد

10

اگر فانی نگردد جان عطار

در آن خلوتگه آسان درنگنجد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور