غزل شمارهٔ 165
Poet: Attar
Toggle stanza 1مرا با عشق تو جان درنگنجد
11
مرا با عشق تو جان درنگنجد
چه از جان به بود آن درنگنجد
22
نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان
که اینجا کفر و ایمان درنگنجد
33
چنان عشق تو در دل معتکف شد
که گر مویی شود جان درنگنجد
44
چه میگویم که طوفانی است عشقت
به چشم مور طوفان درنگنجد
55
اگر یک ذره عشقت رخ نماید
به صحن صد بیابان درنگنجد
66
اگر یوسف برون آید ز پرده
به قعر چاه و زندان درنگنجد
77
چو دردت هست ، منوازم به درمان
که با درد تو درمان درنگنجد
88
دلا آنجا که جانان است ره نیست
که آنجا غیر جانان درنگنجد
99
تو چون ذره شو آنجا زانکه آنجا
به جز خورشید رخشان درنگنجد
1010
اگر فانی نگردد جان عطار
در آن خلوتگه آسان درنگنجد
Sources
Persian text source: Ganjoor

