غزل شمارهٔ 465
شاعر: عطار
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قافیہ: اندربستهام
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1در خطت تا دل به جان در بستهام
11
در خطت تا دل به جان در بستهام
چون قلم زان خط میان در بستهام
22
در تماشای خط سرسبز تو
چشم بگشاده فغان در بستهام
33
نی که از خطت زبانم شد ز کار
زان چنین دایم زبان در بستهام
44
تو چنین پسته دهان و من ز شوق
گرچه میسوزم دهان در بستهام
55
آشکارا خون دل بگشادهام
تا به زلفت دل نهان در بستهام
66
پر گره دانست زلف تو که من
دل به زلفت هر زمان در بستهام
77
چون جهان آرای دیدم روی تو
چشم از روی جهان در بستهام
88
نیست در کار توام دلبستگی
زانکه در کار تو جان در بستهام
99
گفتهای در بند با من تا به جان
این چه باشد بیش از آن در بستهام
1010
گر بسوزد همچو خاکستر دو کون
نگسلم از تو چنان در بستهام
1111
تا بلای ناگهان دیدم ز هجر
رخت رحلت ناگهان در بستهام
1212
هم دل از عطار فارغ کردهام
هم در سود و زیان در بستهام

