غزل شمارهٔ 523

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ارم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
1
تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
چون لاله دور از تو جز خون کفن ندارم
2
در پای اوفتادم زیرا که سر ندارد
چون حلقه‌های زلفت غمهای بی شمارم
3
از بسکه هست حلقه در زلف سرفرازت
هرگز سری ندارد چندان که برشمارم
4
بادم نبردی آخر چون ذره‌ای ز سستی
گر داشتی دل تو یک ذره استوارم
5
هرگز ستاره دیدی در آفتاب بنگر
در آفتاب رویت چشم ستاره بارم
6
پیوسته پیش حکمت چون سرفکنده‌ام من
زین بیش سر میفکن چون شمع در کنارم
7
بر نه به لطف دستی کز حد گذشت دانی
بی لاله‌زار رویت این ناله‌های زارم
8
چون دم نمی‌توان زد با هیچکس ز عشقت
پس من ز درد عشقت با که نفس برآرم
9
عطار کی تواند شرح غم تو دادن
کز کار شد زبانم وز دست رفت کارم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور