غزل شمارهٔ 806

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 32

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای ساقی از آن قدح که دانی
1

ای ساقی از آن قدح که دانی

پیش آر سبک مکن گرانی

2

یک قطره شراب در صبوحی

باشد که به حلق ما چکانی

3

زان پیش خمار در سر آید

یک باده به دست ما رسانی

4

بگذر تو ز خویش و از قرابات

پیش آر قرابهٔ مغانی

5

در عقل مغیش تا نبینی

وز علم مجوس تا نخوانی

6

کین جای نه جای قیل و قال است

کافسانه کنی و قصه خوانی

7

این جای مقام کم زنان است

تو مرد ردا و طیلسانی

8

ساقی تو بیا و بر کفم نه

یک کوزهٔ آب زندگانی

9

یک قطرهٔ درد اگر بنوشی

یابی تو حیات جاودانی

10

ساقی شو و راوقی در انداز

زان لعل چو در که می‌چکانی

11

عطار بیا ز پرده بیرون

تا چند سخن ز پرده رانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور