غزل شمارهٔ 51
شاعر: عطار
Toggle stanza 1مفشان سر زلف خویش سرمست
11
مفشان سر زلف خویش سرمست
دستی بر نه که رفتم از دست
22
دریاب مرا که طاقتم نیست
انصاف بده که جای آن هست
33
تا نرگس مست تو بدیدم
از نرگس مست تو شدم مست
44
ای ساقی ماهروی برخیز
کان آتش تیز توبه بنشست
55
در ده می کهنه ای مسلمان
کین کافر کهنه توبه بشکست
66
در بتکده رفت و دست بگشاد
زنار چهار گوشه بربست
77
دردی بستد بخورد و بفتاد
وز ننگ وجود خویشتن رست
88
عطار درو نظاره میکرد
تا زین قفس فنا برون جست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چشمم که بر روی تو فتاده ست
بر آفت خود نظر نهاده ست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 174
ابروی خوشت که ماه عید است
انگشت نمای اهل دید است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 125
دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 41
زان چشم پر از خمار سرمست
پر خون دارم دو دیده پیوست
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43
ای ساقی می بیار پیوست
کان یار عزیز توبه بشکست
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 53
ساقی قدحی شراب در دست
آمد ز شراب خانه سرمست
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13

