Toggle stanza 1
عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
1

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است

جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است

عشق جستجو کرتا رہا اور اس کی اس جستجو کا حاصل آدم ہے ۔ اس لیے عشق نے اپنا جلوہ آب و گل یعنی جسم خاکی کے پردے سے ظاہر کیا ۔

Love went searching thro’ the earth until Adam came to birth; out of water, out of clay manifested his display.

2

آفتاب و ماه و انجم میتوان دادن ز دست

در بهای آن کف خاکی که دارای دل است

سورج ، چاند اور ستاروں کو چھوڑا جا سکتا ہے ۔ کیونکہ اس مٹھی بھر خاک کی قیمت کے سامنے دنیا کی تمام اشیا ہیچ اور بے معنی ہیں ۔

Sun, and moon, and stars on high, these were little to set by so to purchase in life’s mart Adam’s dust, that owned a heart.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است

بی‌شکست شیشه امید چراغان مشکل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 512

احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

هرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 513

الفت تن باعث فکر پریشان دل است

دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 514

بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است

گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 515

عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است

در بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 516

شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است

سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 137

ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است

منزلت را منزلت بالاتر از آب و گل است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 86

در دل هر کس بود درد طلب در منزل است

آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1019

این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود

دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1020

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1021

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور