صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »باب اول
  4. »فصل سوم
  5. »بخش 13 - حکایت

بخش 13 - حکایت

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نقل دارم از حجة الاسلام

که: «پدید آمد اندر این ایام

22

یک گروه خبیث ز اهل فضول

بندانسته علم فرع و اصول

33

در صفات جلیل ذات خدای

بحث​ها می​کنند در هر جای

44

پس ز حلاج و بایزید سخن

آورند آن گروه بی سر و بن

55

از فلاحت چو دیو بگریزند

اندرین گفت و گوی آویزند

66

کشتن آن یکی به مذهب من

بهتر از زنده کردن ده تن»

77

داد زد پس امام غزالی

از غم ضعف دین و بدحالی

88

گفت هان دین خویش دریابید

از پی دفع زود بشتابید

99

پیش از آن کین حدیث گردد عام

پس نماند بقیۀ اسلام

1010

دفع این قوم نابکار کنید

ورنه دین عزیز خوار کنید

1111

آنچه از نقل آن بزرگ رسید

اندرین عصر گشت جمله پدید

1212

جاهلی فصلکی دو از ترفند

کرده از بر برای حیله و بند

1313

فرع​های مسایل حکمت

خوانده اندر رسایل حکمت

1414

به تکلف بدان حکیم شده

در ره کفر و دین دو نیم شده

1515

در گروه «مذبذبین» جایش

«لا الی هؤلاء» در شانش

1616

خنثی شکل او، نه مرد ونه زن

سخت روئی، مخنثی چو زغن

1717

بچۀ خرد ماکیان صیدش

یعنی از خیل عامیان کیدش

1818

آخر از بهر شهرت و بدعت

نکند اختصار بر حکمت

1919

گه ز توحید نیز دستاویز

سازد از روی خیرگی و ستیز

2020

ترک کرده همه کلام و نصوص

تا بداند به عمر خویش فصوص

2121

ز اهل سنت چو دیو بگریزد

همه با دیو مردم آمیزد

2222

تا دو لقمه به زهر مار خورد

دین عامی و مغز خود ببرد

2323

به تشدد دهان کند همه باز

گاه گاهی برآورد آواز

2424

باز خواند به «انکرالاصوات»

بیتکی چند گفته در طامات

2525

چون بگوید که معنی آن چیست

بر لب و سبلتش بباید ریست

2626

همه تحسین عامۀ نادان

کرده او را برهنه از ایمان

2727

آفت صحبت عوام النّاس

بیشتر دان ز آفت خنّاس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خانۀ زال داشت یک روزن

تنگ مانند منفذ سوزن

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل سوم»بخش 12 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور