شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 2 - سبب نظم کتاببخش 2 - سبب نظم کتابشاعر: شیخ محمود شبستریوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویصداکار: رضاآڈیورضاخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیورضاخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگذشته هفت و ده از هفتصد سالز هجرت ناگهان در ماه شوال22نقل کریںرسولی با هزاران لطف و احسانرسید از خدمت اهل خراسان33نقل کریںبزرگی کاندر آنجا هست مشهوربه انواع هنر چون چشمهٔ هور44نقل کریںجهان را سور و جان را نور اعنیامام سالکان سید حسینی55نقل کریںهمه اهل خراسان از که و مهدر این عصر از همه گفتند او به66نقل کریںنبشته نامهای در باب معنیفرستاده بَرِ ارباب معنی77نقل کریںدر آنجا مشکلی چند از عبارتز مشکلهای اصحاب اشارت88نقل کریںبه نظم آورده و پرسیده یک یکجهانی معنی اندر لفظ اندک99نقل کریںز اهل دانش و ارباب معنیسؤالی دارم اندر باب معنی1010نقل کریںز اسرار حقیقت مشکلی چندبگویم در حضور هر خردمند1111نقل کریںنخست از فکر خویشم در تحیرچه چیز است آنکه گویندش تفکر1212نقل کریںچه بود آغاز فکرت را نشانیسرانجام تفکر را چه خوانی1313نقل کریںکدامین فکر ما را شرط راه استچرا گه طاعت و گاهی گناه است؟1414نقل کریںکه باشم من؟ مرا از من خبر کنچه معنی دارد اندر خود سفر کن1515نقل کریںمسافر چون بود رهرو کدام استکه را گویم که او مرد تمام است1616نقل کریںکه شد بر سرّ وحدت واقف آخرشناسای چه آمد عارف آخر1717نقل کریںاگر معروف و عارف ذات پاک استچه سودا بر سر این مشت خاک است1818نقل کریںکدامین نقطه را جوش است انا الحقچه گویی، هرزه بود آن یا محقّق1919نقل کریںچرا مخلوق را گویند واصلسلوک و سیر او چون گشت حاصل2020نقل کریںوصال ممکن و واجب به هم چیستحدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست2121نقل کریںچه بحر است آنکه علمش ساحل آمدز قعر او چه گوهر حاصل آمد2222نقل کریںصدف چون دارد آن معنی بیان کنکجا زو موج آن دریا نشان کن2323نقل کریںچه جزو است آن که او از کل فزون استطریق جستن آن جزو چون است2424نقل کریںقدیم و محدث از هم چون جدا شدکه این عالم شد آن دیگر خدا شد2525نقل کریںدو عالم ما سوی الله است بیشکمعین شد حقیقت بهر هر یک2626نقل کریںدویی ثابت شد آنگه این محال استچه جای اتصال و انفصال است2727نقل کریںاگر عالم ندارد خود وجودیخیالی گشت هر گفت و شنودی2828نقل کریںتو ثابت کن که این و آن چگونه استوگرنه کار عالم باژگونه است2929نقل کریںچه خواهد مرد معنی زان عبارتکه دارد سوی چشم و لب اشارت3030نقل کریںچه جوید از سر زلف و خط و خالکسی کاندر مقامات است و احوال3131نقل کریںشراب و شمع و شاهد را چه معنی استخراباتی شدن آخر چه دعوی است3232نقل کریںبت و زنار و ترسایی در این کویهمه کفر است ورنه چیست بر گوی3333نقل کریںچه میگویی گزاف این جمله گفتندکه در وی بیخ تحقیقی نهفتند3434نقل کریںمحقق را مجازی کی بود کارمدان گفتارشان جز مغز اسرار3535نقل کریںکسی کو حل کند این مشکلم رانثار او کنم جان و دلم را3636نقل کریںرسول آن نامه را برخواند ناگاهفتاد احوال او حالی در افواه3737نقل کریںدر آن مجلس عزیزان جمله حاضربدین درویش هر یک گشته ناظر3838نقل کریںیکی کو بود مرد کاردیدهز ما صد بار این معنی شنیده3939نقل کریںمرا گفتا جوابی گوی در دمکز آنجا نفع گیرند اهل عالم4040نقل کریںبدو گفتم چه حاجت کین مسائلنبشتم بارها اندر رسائل4141نقل کریںبلی گفتا ولی بر وفق مسئولز تو منظوم میداریم مأمول4242نقل کریںپس از الحاح ایشان کردم آغازجواب نامه در الفاظ ایجاز4343نقل کریںبه یک لحظه میان جمع بسیاربگفتم جمله را بیفکر و تکرار4444نقل کریںکنون از لطف و احسانی که دارندز من این خردگیها در گذارند4545نقل کریںهمه دانند کین کس در همه عمرنکرده هیچ قصد گفتن شعر4646نقل کریںبر آن طبعم اگر چه بود قادرولی گفتن نبود الّا به نادر4747نقل کریںبه نثر ارچه کتب بسیار میساختبه نظم مثنوی هرگز نپرداخت4848نقل کریںعروض و قافیه معنی نسنجدبه هر ظرفی درون معنی نگنجد4949نقل کریںمعانی هرگز اندر حرف نایدکه بحر قلزم اندر ظرف ناید5050نقل کریںچو ما از حرف خود در تنگناییمچرا چیزی دگر بر وی فزاییم5151نقل کریںنه فخر است این سخن کز باب شکر استبه نزد اهل دل تمهید عذر است5252نقل کریںمرا از شاعری خود عار نایدکه در صد قرن چون عطار ناید5353نقل کریںاگرچه زین نمط صد عالم اسراربود یک شمّه از دکان عطار5454نقل کریںولی این بر سبیل اتفاق استنه چون دیو از فرشته استراق است5555نقل کریںعلی الجمله جواب نامه در دمنبشتم یک به یک نه بیش نه کم5656نقل کریںرسول آن نامه را بستد به اعزازوز آن راهی که آمد باز شد باز5757نقل کریںدگرباره عزیزی کار فرمایمرا گفتا بر آن چیزی بیفزای5858نقل کریںهمان معنی که گفتی در بیان آرز عین علم با عین عیان آر5959نقل کریںنمیدیدم در اوقات آن مجالیکه پردازم بدو از ذوق حالی6060نقل کریںکه وصف آن به گفت و گو محال استکه صاحب حال داند کان چه حال است6161نقل کریںولی بر وفق قول قائل دیننکردم رد سؤال سائل دین6262نقل کریںپی آن تا شود روشنتر اسراردرآمد طوطی طبعم به گفتار6363نقل کریںبه عون و فضل و توفیق خداوندبگفتم جمله را در ساعتی چند6464نقل کریںدل از حضرت چو نام نامه درخواستجواب آمد به دل کین گلشن ماست6565نقل کریںچو حضرت کرد نام نامه گلشنشود زان چشم دلها جمله روشن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه نام آن که جان را فکرت آموختچراغ دل به نور جان برافروختشیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 1 - دیباچهاگلی نظمنخست از فکرِ خویشم در تحیّرچه چیز است آن که خوانندش تفکّرشیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 3 - سؤال در ماهیّت فکرت◆آڈیوصداکار منتخب کریںرضاآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه نام آن که جان را فکرت آموختچراغ دل به نور جان برافروختشیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 1 - دیباچه
اگلی نظمنخست از فکرِ خویشم در تحیّرچه چیز است آن که خوانندش تفکّرشیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 3 - سؤال در ماهیّت فکرت