صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
  4. »بخش 31 - سبب قتل امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام

بخش 31 - سبب قتل امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کرد خصمان برو جهان فراخ

تنگ همچون درونگه درواخ

22

بی‌سبب خصم قصد جانش کرد

او بدانست و زان امانش کرد

33

بار دیگر به قصد او برخاست

بی‌گناهی ورا بکشتن خواست

44

پس سیم بار عزم کرد درست

شربت زهر همچو بار نخست

55

راست کرد و بداد آن ناپاک

که جهان باد از چنان زن پاک

66

صد و هفتاد و اَند پاره جگر

به در انداخت زان لب چو شکر

77

جان بداد اندر آن غم و حسرت

باد بر جام خصم او لعنت

88

گفت با او ستوده میر حسین

آن مرا اشراف را چو زینت و زین

99

زهر جان مر ترا که داد بگوی

گفت غمز از حسن بود نه نکو

1010

جدِّ من مصطفی امان زمان

پدرم مرتضی امین جهان

1111

جدِّهٔ من خدیجه زَین زمان

مادرم فاطمه چراغ جنان

1212

جمله بودند از خیانت و غمز

پاک و پاکیزه خاطر و دل و مغز

1313

من هم از بطن و ظَهر ایشانم

گرچه جمع از غم پریشانم

1414

نه کنم غمز و نه بُوَم غمّاز

خود خدا داند آخر و آغاز

1515

هست دانا به باطن و ظاهر

چون توانا به اوّل و آخر

1616

آنکه فرمود و آنکه داد رضا

خود جزا یابد او به روز جزا

1717

ور مرا روز حشر ایزد بار

بدهد در جوارِ جنّت بار

1818

نروم در بهشت جز آنگاه

که نهد در کفم کفِ بدخواه

1919

از چه گویم به رمز وصف‌الحال

کاندرین شرح نیست جای مقال

2020

حق بگویم من از که اندیشم

آنچه باشد یقین شده پیشم

2121

جعدهٔ بنت اشعث آن بد زن

که ورا جام زهر داد به فن

2222

که فرستاد مر ورا بر گوی

بر زمین زن سبوی بر لب جوی

2323

آن که بودش که یافت این فرصت

که برو باد تا ابد لعنت

2424

که پذیرفت ازو درم به الوف

زر و گوهر که نیست جای وقوف

2525

لؤلؤ هند و عقدِ مروارید

که ز میراثهای هند رسید

2626

کین نکو عقد مرا ترا دادم

به تو بخشیدم و فرستادم

2727

گر تو این شغل را تمام کنی

خویشتن را تو نیک‌نام کنی

2828

به پسر مر تو را دهم به زنی

مر مرا دختریّ و جان و تنی

2929

تا بکرد آنچه کردنی بودش

لیک زان فعل بد نبُد سودش

3030

آنچه پذرفته بود هیچ نداد

مر ورا در دهان نار نهاد

3131

چون پدر گفت با پسر که زنت

جعده باید که هست رای زنت

3232

گفت، آن زن که با حسن ده بار

نخورد بر روان او زنهار

3333

به دروغی دهد سرش بر باد

از خدا و رسول نارد یاد

3434

من برو دل بگو چگونه نهم

به زنی‌اش رضا چگونه دهم

3535

با چو او کس چو کژ هوا باشد

با منش راستی کجا باشد

3636

جان بیهوده کرد در سرِ کار

تا ابد ماند در جهنّم و نار

3737

رفت و با خود ببرد بدنامی

چه بتر در جهان ز خود کامی

3838

صدهزار آفرین بار خدا

بر حسن باد تا به روز جزا

3939

خبرِ آن دلِ پر آذر او

نشنوی جز مه از برادر او

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بوعلی آنکه در مشام ولی

آید از گیسوانش بوی علی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران»بخش 30 - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام ذکر الحسن یذهب الحزن

اگلی نظم

ذکر الحسین یضئی العینین سلالة الانبیاء و ولدالاصفیا والاولیاء والاوصیاء و شهید الکربلاء و قرّة عین المصطفی، بضعة المرتضی و کبد فاطمة‌الزهراء رضی‌اللّٰه عنه و عن‌والدیه، قال‌اللّٰه سبحانه و تعالی عزّ من قائل فی‌محکم کتابه: ان‌الذین یؤذون‌اللّٰه و رسوله لعنهم اللّٰه فی‌الدنیا والآخرة واعدّ لهم عذاباً مهیناً و اولئک هم‌الخاسرون، و قال النّبی علیه‌السّلام: ترکت کتاب‌اللّٰه و عترتی فاخبر ان و عداللّٰه حق.

پسرِ مرتضی امیر حسین

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران»بخش 32 - در مناقب امیرالمؤمنین حسین‌بن علی علیهماالسّلام

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور