سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175غزل شمارهٔ 175شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ایپسرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلف چون زنجیر و چون قیر ای پسریک زمان از دوش برگیر ای پسر2نقل کریںزان که تا در بند و زنجیر توایماز در بندیم و زنجیر ای پسر3نقل کریںعرصه تا کی کرد خواهی عارضینچون گل بی خار بر خیز ای پسر4نقل کریںهر زمان آیی به تیر انداختنهم کمان در دست و هم تیر ای پسر5نقل کریںزان که چشم بد بدان عارض رسدزود در ده بانگ تکبیر ای پسر6نقل کریںآن لب و دندان و آن شیرین زبانانگبینست و می و شیر ای پسر7نقل کریںجست نتواند دل از عشق تو هیچجست که تواند ز تقدیر ای پسر8نقل کریںپای بفشارد سنایی در غمتتا به دست آیی به تدبیر ای پسر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!پس به شوخی لب چرا خاموش داری، ای پسر؟سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174اگلی نظمهمواره جفا کردن تا کی بود ای دلبرپیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!پس به شوخی لب چرا خاموش داری، ای پسر؟سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174
اگلی نظمهمواره جفا کردن تا کی بود ای دلبرپیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176