سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 102شمارهٔ 102شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: وقترصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای به نزد عاشقان از شاهدیاز همه معشوقگان معشوقتر2نقل کریںکس ندید اندر جهان از خلق و خلقهیچ مخلوقی ز تو مرزوق تر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بارزن نخواهد هیچ مردی تا بمیرد هوشیارسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 101اگلی نظمهیچ نیکو نبود هرگز بدهیچ خر آن نبود هرگز حرسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 103ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بارزن نخواهد هیچ مردی تا بمیرد هوشیارسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 101