سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 215غزل شمارهٔ 215شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انعشقہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب، امیر محمدیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشقعاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق2نقل کریںتا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهاننام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق3نقل کریںخط قلاشی چو عشق نیکوان بر من کشندشرط باشد برنهم سر بر خط فرمان عشق4نقل کریںدر میان عشق حالی دارم اردانی چنانکجان برافشانم همی از خرمی بر جان عشق5نقل کریںدر خم چوگان زلف دلبران انداخت دلهر که با خوبان سواری کرد در میدان عشق6نقل کریںمن درین میدان سواری کردهام تا لاجرمکردهام دل همچو گوی اندر خم چوگان عشق7نقل کریںدر جهان برهان خوبی شد بت دلدار منتا شد او برهان خوبی من شدم برهان عشق◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز حل و از حرام گذشتست کام عشقهستی و نیستی ست حلال و حرام عشقسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214اگلی نظممن کیستم ای نگار چالاکتا جامه کنم ز عشق تو چاکسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز نقاب سنگ تابد شعله عریان عشقپرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5174آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبامیر محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز حل و از حرام گذشتست کام عشقهستی و نیستی ست حلال و حرام عشقسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214
از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشقپرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5174