سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 179غزل شمارهٔ 179شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: میکمگیرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقیا می ده و نمی کم گیروز سر زلف خود خمی کم گیر2نقل کریںگر به یک دم بماندهای در دامجستی از دام پس دمی کم گیر3نقل کریںرو که عیسی دلیل و همره تستره همی رو تو مریمی کم گیر4نقل کریںعالمی علم بر تو جمع شدستعلم باقیست عالمی کم گیر5نقل کریںز کما بیش بر تو نقصان نیستچون تو بیشی ز کم کمی کم گیر6نقل کریںبم گسسته ست زیر و زار خوشستزحمت زخمه را به می کم گیر7نقل کریںگر سنایی غمیست بر دل تویا غمی باش یا غمی کم گیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیراز سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خورسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 178اگلی نظمهر زمان چنگ بر کنار مگیردل مسکین من شمار مگیرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 180آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیراز سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خورسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 178