سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 186 - در هجای علی سه بوسششمارهٔ 186 - در هجای علی سه بوسششاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اژیصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای سه بوسش به آدمی ناژیزن تو راستست و تو کاژی2نقل کریںاز بغیضان جام و باخرزیوز عوانان ملین و باژی3نقل کریںاز خسیسی که هستی ای ملعونبر ... زن چو ماکیان کاژی4نقل کریںاز ستاره همه ربایی گوشتای زنت روسبی غلیواژی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسخن را به خواب اندرون دوش گفتمکه گر شدی معزی تو دایم همی زیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 185 - و نیزاگلی نظمبه شعر اندرت مردم خواندم ای خرکه تا کارم ز تو گیرد فروغیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 187ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسخن را به خواب اندرون دوش گفتمکه گر شدی معزی تو دایم همی زیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 185 - و نیز
اگلی نظمبه شعر اندرت مردم خواندم ای خرکه تا کارم ز تو گیرد فروغیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 187