صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 1 - قصیده

شمارهٔ 1 - قصیده

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اسرا

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را

امتحان واجب نیامد سفتن الماس را

2

تو کمان راستی را بشکنی در زیر زه

تیر مقصود تو کی بیند رخ برجاس را

3

موج دریا کی رسد در اوج صحرای خضر

در بیابان راه کمتر گم کند الیاس را

4

گر هوا را می‌نخواهی دیبه را بستر مکن

دانه‌ها را می نسنگی سنگ بر زن طاس را

5

از یکی رو ای اخی پیش ریاست می‌روی

وز دگر سو ای ولی می‌پروری ریواس را

6

بر مخندان بر درر آب رخ لبلاب را

بر مگریان بر خرد چشم سر سیواس را

7

از برای پاکبازی چاک بر زن پیله را

وز برای خاکبازی خاک برزن پاس را

8

تا گران حنجر شوی در صومعهٔ تحقیق باش

چون سبک‌سر تر شوی لاحول کن خناس را

9

گر هوا را چون سکندر سد همی سازی چه سود

چون سکندر هر زمان در سینه کن احواس را

10

بی بصر چون نرگس اندر بزم نااهلان مشو

رتبت مردم نباشد مردم اجباس را

11

رو آن داری که از بر بربیاری یک زمان

آن گروه بد که غارت می‌کنند انفاس را

12

رنگرز را گر کمال جهد و جد باشد رواست

که به کوشش مدتی احمر کند الماس را

13

چون ضمانی می‌دهی در حق خود مشهور ده

و آنچه ثابت می‌کند حجت بود قرطاس را

14

از برای کشتنی می‌کند بینی پای را

وز برای خوشه دزدی تیز داری داس را

15

تا تهی باشد به پیش پردلان خالی مباش

آتش افزایی چو خالی می‌کشی دستاس را

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

خیز ای دل زین برافگن مرکب تحویل را

وقف کن بر ناکسان این عالم تعطیل را

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 2

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور