سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 61غزل شمارهٔ 61شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: رنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمعشوقه از آن ظریفتر نیستزان عشوهفروش و عشوهخر نیست2نقل کریںشهریست پر از شگرف لیکنزو هیچ بتی شگرفتر نیست3نقل کریںمریمکدهها بسیست لیکنکس را چو مسیح یک پسر نیست4نقل کریںفرزند بسیست چرخ را لیکانصاف بده چُنو دگر نیست5نقل کریںآن کیست که پیشِ تیرِ بالاشچون نیزه همه تنش کمر نیست6نقل کریںچون او قمری قمار دل رادر زیر ولایت قمر نیست7نقل کریںشمشیرکشان چشم او راجز دیدهٔ عاشقان سپر نیست8نقل کریںآن کیست کز آفتاب رویشچون کان همه خاطرش گهر نیست9نقل کریںدر تاب دو زلفش از بلاهایارب زنهار تا چه در نیست10نقل کریںاز بلعجبان نیایدش رویرویش گویان که روی گر نیست11نقل کریںسم زهر بود به لفظ تازیزو هیچ خطیر با خطر نیست12نقل کریںدندان و لب چو سین و میمشاین نادره بین که جز شکر نیست13نقل کریںدر عشق و بلاش جان و دل راحقا که جز از حذر حذر نیست14نقل کریںشادیّ و غم است عشق و، ما راغم هست ولیک آن دگر نیست15نقل کریںاز رد و قبولْ دلبران راچه سود که هیچ بیجگر نیست16نقل کریںاو سیمبر است و لیک زی اوگر زر نبود ترا خطر نیست17نقل کریںما را چه ز سیم او، که ما راروی چو زرست و روی زر نیست18نقل کریںحقا که ظریفِ روزگار استگر هست حریف ما وگر نیست19نقل کریںما را کُلَهی نهاد عشقشکان بر سر هیچ تاجوَر نیست20نقل کریںاندر طلبش، سوی سناییغم تاجِ سر است و دردِ سر نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد، مرد نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 60اگلی نظمجام می پر کن که بی جام میم انجام نیستتا به کام او شوم این کار جز ناکام نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر صبر دل از تو هست و گر نیستهم صبر که چارهٔ دگر نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116دل خون شد و از توام خبر نیستهر روز مرا دلی دگر نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 112آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد، مرد نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 60
اگلی نظمجام می پر کن که بی جام میم انجام نیستتا به کام او شوم این کار جز ناکام نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62