سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 110غزل شمارهٔ 110شاعر: سناییوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ارنیرزدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصحبت معشوق انتظار نیرزدبوی گل و لاله زخم خار نیرزد22نقل کریںوصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوستخوردن می محنت خمار نیرزد33نقل کریںز آن سوی دریای عشق گر همه سودستآن همه سود آفتِ گذار نیرزد44نقل کریںاین دو سه روز غم وصال و فراقتاین همه آشوب کار و بار نیرزد55نقل کریںروز شود در شمارم از غم جانانخود عمل عاشقی شمار نیرزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کم شده وفای تو، این نیز بگذردو افزون شده جفای تو این نیز بگذردسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109اگلی نظمعشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زدعشق بازی را بکرد و خاک بر افلاک زدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای کم شده وفای تو، این نیز بگذردو افزون شده جفای تو این نیز بگذردسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109
اگلی نظمعشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زدعشق بازی را بکرد و خاک بر افلاک زدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111