صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 156 - در مدح بهرامشاه

شمارهٔ 156 - در مدح بهرامشاه

شاعر: سنایی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ویاو

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او

زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او

2

قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او

دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او

3

شیر فلک را شدست از پی کسب شرف

مسجد حاجت روا خاک سر کوی او

4

تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا

عید همی بین و قدر در شکن موی او

5

بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی

رحمت درمان این زحمت داروی او

6

جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش

از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او

7

سایهٔ گیسوش را دار غنیمت که دل

کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او

8

شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک

تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او

9

قبله اگر چه بسی‌ست از پی احرام دل

چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او

10

شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه

سجده‌گه و قبله‌گاه دایرهٔ روی او

11

سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست

گردن گردان زدن بازی بازوی او

12

از پی تشریف خویش در همه چین و ختا

بچهٔ یک ترک نیست ناشده هندوی او

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خواجه سلام علیک کو لب چون نوش او

پستهٔ دربار او لعل گهر پوش او

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 155 - در مدح بهرامشاه

اگلی نظم

رفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو

همچو دل جانت بر آن صدر جهان همراه کو

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 157 - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور