سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 65غزل شمارهٔ 65شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ازیدرگذشتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشتشد حقیقت عشق و از حد مجازی در گذشت22نقل کریںگر به بازیبازی از عشقت همی لافی زدمکارِ بازیبازی از لاف و بازی در گذشت33نقل کریںاندکاندک دل به راه عشقت ای بت گرم شدچون ز من پیشی گرفت از اسب تازی در گذشت44نقل کریںسودکی دارد کنون گر گوید ای غازی بدارتیر چون از شست شد از دست غازی در گذشت55نقل کریںچشم خونخوار تو از قتال سجزی دست بردزلف دلدوز تو از طرار رازی در گذشت66نقل کریںگر چه کشمیریست آن سیمین صنم از حسن خویشاز بت چینی و ماچین و طرازی در گذشت77نقل کریںبینیاز ار داشتی خوشدل سنایی را کنوناین نیاز و خوشدلی و بینیازی در گذشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق رخ تو بابت هر مختصری نیستوصل لب تو در خور هر بی خبری نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64اگلی نظمسرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشتاشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق رخ تو بابت هر مختصری نیستوصل لب تو در خور هر بی خبری نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64
اگلی نظمسرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشتاشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66