سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 160شمارهٔ 160شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یشتوصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر چشمت ای رفیقک ای خام قلتبانبرتر ز سرومان همی آید حشیش تو2نقل کریںآن به که در هجای تو از تو بنگذرمتصحیف معنی لقب تو بریش تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدلنه بدان کز راه عقل و معرفت پیشم ز توسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 159اگلی نظمای چو ماهی نشسته در خرگاهوز تو خرگاه چون سپهر از ماهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 161 - تقاضای گوشت و انگورماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدلنه بدان کز راه عقل و معرفت پیشم ز توسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 159
اگلی نظمای چو ماهی نشسته در خرگاهوز تو خرگاه چون سپهر از ماهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 161 - تقاضای گوشت و انگور