سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 182غزل شمارهٔ 182شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وزصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا تابش زلف و رخت ای ماه دلافروزاز شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز2نقل کریںاز جنبش موی تو برآید دو گل از مشکوز تابش روی تو برآید دو شب از روز3نقل کریںبر گرد یکی گرد دل ما و در آن دلگر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز4نقل کریںهر چند همه دفتر عشاق بخواندیمبا این همه در عشق تو هستیم نوآموز5نقل کریںدر مملکت عاشقی از پسته و بادامبوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز6نقل کریںتا دیدهٔ ما جز به تو آرام نگیرداز بوسهاش مهری کن وز غمزهاش بردوز7نقل کریںبا هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویمیارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسکوت معنویان را بیا و کار بسازلباس مدعیان را بسوز و دور اندازسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 181اگلی نظمتا جایزی همی نشناسی ز لایجوزاندر طریق عشق مسلم نهای هنوزسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 183آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسکوت معنویان را بیا و کار بسازلباس مدعیان را بسوز و دور اندازسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 181
اگلی نظمتا جایزی همی نشناسی ز لایجوزاندر طریق عشق مسلم نهای هنوزسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 183