سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 41غزل شمارهٔ 41شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: نگتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای پر دُر گوش من ز چنگتوی پر گل چشم من ز رنگت2نقل کریںهنگام سماع بر توان چیدتُنگ شکر از دهان تنگت3نقل کریںچون چنگ به چنگ بر نهادیآید ز هزار زهره ننگت4نقل کریںچون شوخ نه ای بسان نرگسکی باده دهد چو بادرنگت5نقل کریںهم صورت آهویی به دیدهزین است تکبرِ پلنگت6نقل کریںدر صلح چگونهای که باریشهریست پُر از شکر ز جنگت7نقل کریںای چشم خوشت مرا چو دیدهیک روز مباد آژرنگت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمراه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلستکآن نه راه صورت و پایست کآن راه دلستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40اگلی نظمتوبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکستدی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمراه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلستکآن نه راه صورت و پایست کآن راه دلستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40
اگلی نظمتوبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکستدی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42