سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268غزل شمارهٔ 268شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اننخواهمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی صحبت تو جهان نخواهمبی خشنودیت جان نخواهم2نقل کریںگر جان و روان من بخواهییک دم زدنت امان نخواهم3نقل کریںجان را بدهم به خدمت تومن خدمت رایگان نخواهم4نقل کریںرضوان و بهشت و حور و عین رابی روی تو جاودان نخواهم5نقل کریںبر من تو نشان خویش کردیحقا که جز این نشان نخواهم6نقل کریںبیگانه بود میان ما جانبیگانه درین میان نخواهم7نقل کریںمن عشق تو کردم آشکاراعشق چو تویی نهان نخواهم8نقل کریںهر گه که مرا تو یار باشیمن یاری این و آن نخواهم9نقل کریںتو سودی و دیگران زیانندتا سود بود زیان نخواهم10نقل کریںاکنون که مرا عیان یقین شدزین پس به جز از عیان نخواهم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا کی ز تو من عذاب بینمگر صلح کنی صواب بینمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267اگلی نظمای دو زلفت دراز و بالا هموی دو لعلت نهان و پیدا همسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور