صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 49 - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار

قصیدهٔ شمارهٔ 49 - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رکردهاند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای مسلمانان خلایق حالْ دیگر کرده‌اند

از سر بی‌حرمتی معروف، منکَر کرده‌اند

22

در سماع و پند، اندر دیدنِ آیات حق

چشم عبرت کور و گوش زیرکی کر کرده‌اند

33

کار و جاه سروران شرع در پای اوفتاد

زان که اهل فسق از هر گوشه سر برکرده‌اند

44

پادشاهان قوی بر داد‌خواهانِ ضعیف

مرکزِ درگاه را سدِّ سکندر کرده‌اند

55

مُلکِ عَمرو و زید را جمله به ترکان داده‌اند

خون چشم بیوگان را نقش منظر کرده‌اند

66

شرع را یک‌سو نهادستند اندر خیر و شر

قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده‌اند

77

عالمانِ بی‌عمل از غایت حرص و اَمَل

خویشتن را سخرهٔ اصحاب لشکر کرده‌اند

88

گاه وصّافی برای وقف و اِدرار و عمل

با عُمر در عدل، ظالم را برابر کرده‌اند

99

از برای حرص سیم و طمْعْ در مال یتیم

حاکمانْ حکم شریعت را مُبَتَّر کرده‌اند

1010

خرقه‌پوشانِ مُزوِّرسیرتِ سالوس‌ورز

خویشتن را سخرهٔ قیماز و قیصر کرده‌اند

1111

گاه خلوت صوفیان وقت با موی چو شیر

وِردِ خود ذکر برنج و شیر و شکّر کرده‌اند

1212

قاریان ز الحان ناخوش نظمِ قرآن بُرده‌اند

صوت را در قول همچون زیرِ مِزمَر کرده‌اند

1313

در مناسک، از گدایی، حاجیانِ حج‌فروش

خیمه‌های ظالمان را رُکن و مَشعَر کرده‌اند

1414

مالدارانِ توانگرکیسهٔ درویش‌دل

در جفا درویش را از غم توانگر کرده‌اند

1515

سر ز کبر و بخل بر گردون اخضر برده‌اند

مالِ خود بر سایلان کبریت اَحمر کرده‌اند

1616

زین یکی مشتِ کبوتربازِ چون شاهین به ظلم

عالَمی بر خلق چون چشمِ کبوتر کرده‌اند

1717

خواجگان دولت از محصولِ مالِ خشک‌ریش

طوق اسب و حلقهٔ معلوم استر کرده‌اند

1818

بر سریر سَروَری از خوردن مال حرام

شخصِ خود فربیّ و دینِ خویش لاغر کرده‌اند

1919

از تموزِ زخمِ گرم و بهمنِ گفتارِ سرد

خلق را با کام خشک و دیدهٔ تر کرده‌اند

2020

خون چشم بیوگان‌ست آنکه در وقت صبوح

مهترانِ دولت اندر جام و ساغر کرده‌اند

2121

تا که دهقانان چو عوّانان قباپوشان شدند

تخم‌کشتِ مردمان بی‌بار و بی‌بر کرده‌اند

2222

تا که تازیکان چو قفچاقان کُله‌داران شدند

خواجگان را بر سر از دستار معجر کرده‌اند

2323

از نفاق، اصحابِ دارُالضَّرب در تقلیب نقد

مؤمنانِ زفت را بی‌زور و بی‌زر کرده‌اند

2424

کار عُمّالِ سرای ضرب همچون زر شده است

زانکه زر بر مردمان یک سر مزوّر کرده‌اند

2525

شاعران شهرها از بهر فرزند و عیال

شخص خود را همچو کِلکی زرد و لاغر کرده‌اند

2626

غازیان نابوده در غزوِ غزای روم و هند

لافِ خود افزون ز پور زال و نوذر کرده‌اند

2727

حبّه‌دزدان از ترازوها بر اطرافِ دکان

طبع را در حبّه دزدیدن مخیّر کرده‌اند

2828

ای دریغا مهدیی! کامروز از هر گوشه‌ای

یک جهان دجّالِ عالم‌سوز سر برکرده‌اند

2929

مُصحف یزدان درین ایام کس می‌ننگرد

چنگ و بربط را بها اکنون فزون‌تر کرده‌اند

3030

کودکان خُرد را در پیش مستان مِی‌ دهند

مر مخنّث را امینِ خوان و دختر کرده‌اند

3131

ای مسلمانان! دگر گشته‌ست حالِ روزگار

زان که اهل روزگار احوال دیگر کرده‌اند

3232

ای سنایی پند کم دِه کاندرین آخر زمان

در زمین مُشتی خر و گاو سر و بر کرده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عقل کل در نقش روی دلبرم حیران بماند

جان ز جانی توبه کرد آنک بر جانان بماند

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 48 - در مدح بهرامشاه

اگلی نظم

باز مُتْواری‌رُوانِ عشق صحرائی شدند

باز سرپوشیدگانِ عقل سودائی شدند

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 50 - در وصف بهار

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کرده‌اند

چشمه آیینه را خس‌پوش جوهر کرده‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2479

خنده‌ات را چاشنی از شیر و شکّر کرده‌اند

پسته‌ات را خوش‌نمک از شور محشر کرده‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2480

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور