سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68غزل شمارهٔ 68شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: رگرفتہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفتدست ازین مشتی ریاست جوی دون بر سر گرفت22نقل کریںعالم پر گفتگوی و در میان دردی ندیداز در سلمان در آمد دامن بوذر گرفت33نقل کریںاینت بی همت که در بازار صدق و معرفتروی از عیسا بگردانید و سم خر گرفت44نقل کریںسامری چون در سرای عافیت بگشاد لباز برای فتنه را شاگردی آزر گرفت55نقل کریںنان اسکندر خوری و خدمت دارا کنیخاک سیم از حرص پنداری که آب زر گرفت66نقل کریںبلعجب بازیست در هنگام مستی باز فقرکز میان خشک رودی ماهیان تر گرفت77نقل کریںسالها مجنون طوافی کرد در کهسار دوستتا شبی معشوقه را در خانه بی مادر گرفت88نقل کریںآنچه از مستی و کوتاهی شبی آهنگ کردتا سر زلفش نگیرد زود ازو سر بر گرفت99نقل کریںخواجه از مستی شبی بر پای چاکر بوسه دادتا نه پنداری که چاکر قیمت دیگر گرفت1010نقل کریںزین عجایب تر که چون دزد از خزینت نقد برددیدهبان کور گوش پاسبان کر گرفت1111نقل کریںاین مرقعها و این سالوسها و رنگهاامر معروفست کز وی جانها آذر گرفت1212نقل کریںدیو بد دینست لیکن بر در دین ره زندزهر ما زهرست لیکن معدنی شکر گرفت1313نقل کریںای سنایی هان که تا نفریبدت دیو لعینکز فریب دیو عالم جمله شور و شر گرفت1414نقل کریںهر دعا گویی که در شش پنج او دادی به خوابچون سنایی هفت اختر ره ششدر گرفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزینهار این یادگار از دست رفتدر غم تو روزگار از دست رفتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67اگلی نظمهر آن روزی که باشم در خراباتهمی نالم چو موسی در مناجاتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 69◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخط گل روی عرقناک ترا در بر گرفتروی این دریای گوهرخیز را عنبر گرفتصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1390مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفتحبذا کانی که خاکش زینت از عنبر گرفتسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 36◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزینهار این یادگار از دست رفتدر غم تو روزگار از دست رفتسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67
خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفتروی این دریای گوهرخیز را عنبر گرفتصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1390
مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفتحبذا کانی که خاکش زینت از عنبر گرفتسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 36