صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 68

غزل شمارهٔ 68

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رگرفت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
دست ازین مشتی ریاست جوی دون بر سر گرفت
22
عالم پر گفتگوی و در میان دردی ندید
از در سلمان در آمد دامن بوذر گرفت
33
اینت بی همت که در بازار صدق و معرفت
روی از عیسا بگردانید و سم خر گرفت
44
سامری چون در سرای عافیت بگشاد لب
از برای فتنه را شاگردی آزر گرفت
55
نان اسکندر خوری و خدمت دارا کنی
خاک سیم از حرص پنداری که آب زر گرفت
66
بلعجب بازیست در هنگام مستی باز  فقر
کز میان خشک رودی ماهیان تر گرفت
77
سالها مجنون طوافی کرد در کهسار دوست
تا شبی معشوقه را در خانه بی مادر گرفت
88
آنچه از مستی و کوتاهی شبی آهنگ کرد
تا سر زلفش نگیرد زود ازو سر بر گرفت
99
خواجه از مستی شبی بر پای چاکر بوسه داد
تا نه پنداری که چاکر قیمت دیگر گرفت
1010
زین عجایب تر که چون دزد از خزینت نقد برد
دیده‌بان کور گوش پاسبان کر گرفت
1111
این مرقعها و این سالوسها و رنگها
امر معروفست کز وی جانها آذر گرفت
1212
دیو بد دینست لیکن بر در دین ره زند
زهر ما زهرست لیکن معدنی شکر گرفت
1313
ای سنایی هان که تا نفریبدت دیو لعین
کز فریب دیو عالم جمله شور و شر گرفت
1414
هر دعا گویی که در شش پنج او دادی به خواب
چون سنایی هفت اختر ره ششدر گرفت
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زینهار این یادگار از دست رفت

در غم تو روزگار از دست رفت

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

اگلی نظم

هر آن روزی که باشم در خرابات

همی نالم چو موسی در مناجات

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت

روی این دریای گوهرخیز را عنبر گرفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1390

مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفت

حبذا کانی که خاکش زینت از عنبر گرفت

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 36

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00