سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 75 - در هجای «معجزی» شاعرشمارهٔ 75 - در هجای «معجزی» شاعرشاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ربودصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمعجزی خود ز معجز ادبارنزد هر زیرکی کم از خر بود2نقل کریںخود همه کس برو همی خندیدزان که عقلش ز جهل کمتر بود3نقل کریںزین چنین کون دریده مادر و زنریشخندش نیز درخور بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآخر این آمدنم نزد تو تا چند بودتا کی این شعبده و وعده و این بند بودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 74اگلی نظمچون خاک باش در همه احوال بردبارتا چون هوات بر همه کس قادری بودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 76ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآخر این آمدنم نزد تو تا چند بودتا کی این شعبده و وعده و این بند بودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 74
اگلی نظمچون خاک باش در همه احوال بردبارتا چون هوات بر همه کس قادری بودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 76