سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154غزل شمارهٔ 154شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انیدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، شهریار شاهیندژیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعاشق مشوید اگر توانیدتا در غم عاشقی نمانید2نقل کریںاین عشق به اختیار نبوددانم که همین قَدَر بدانید3نقل کریںهرگز مبَرید نام عاشقتا دفتر عشق بر نخوانید4نقل کریںآب رخ عاشقان مریزیدتا آب ز چشم خود نرانید5نقل کریںمعشوقه وفا به کس نجویدهر چند ز دیده خون چکانید6نقل کریںاین است رضای او که اکنونبر روی زمین یکی نمانید7نقل کریںاین است سخن که گفته آمدگر نیست درست بر مخوانید8نقل کریںبسیار جفا کشید آخراو را به مراد او رسانید9نقل کریںاین است نصیحت سناییعاشق مشوید اگر توانید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیهوده چه نشینید اگر مرد مصافیدخیزید همی گرد در دوست طوافیدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153اگلی نظمهر که او معشوق دارد گو چو من عیار دارخوشلب و شیرینزبان خوشعیش و خوشگفتار دارسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبشهریار شاهیندژیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیهوده چه نشینید اگر مرد مصافیدخیزید همی گرد در دوست طوافیدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153
اگلی نظمهر که او معشوق دارد گو چو من عیار دارخوشلب و شیرینزبان خوشعیش و خوشگفتار دارسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155