سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169غزل شمارهٔ 169شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یزایپسرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسرخفتگان از خواب ناپاکی برانگیز ای پسر2نقل کریںمجلس ما از جمال خود برافروز ای غلاممی ز جام خسروانی در قدح ریز ای پسر3نقل کریںیک زمان با ما به خلوت می بخور خرم بزییک زمان با ما به کام دل برآمیز ای پسر4نقل کریںعاشقان را از کنار و بوسه دادن چاره نیستدل بنه بر بوسه دادن هیچ مستیز ای پسر5نقل کریںگر ز بهر بوسه دادن در تو آویزد کسیروز محشر همچو خصمان در من آویز ای پسر6نقل کریںگر توانی کرد با ما زندگی زینسان درآیور نه زود از پیش ما برخیز و بگریز ای پسر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمراحتی جان را به گفتار ای پسرآفتی دل را به کردار ای پسرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168اگلی نظمحلقهٔ زلف تو در گوش ای پسرعالمی افگنده در جوش ای پسرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 170آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمراحتی جان را به گفتار ای پسرآفتی دل را به کردار ای پسرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168