سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274غزل شمارهٔ 274شاعر: سناییوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ردهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایمرحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایم2نقل کریںای بسا شب کز برای دیدن دیدار تواز سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خوردهایم3نقل کریںبندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویشزرد رخساریم و از جورت به جان آزردهایم4نقل کریںما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیزگویی از روم و خزر نزدت اسیر آوردهایم5نقل کریںاز برای کشتن ما چند تازی اسب کینکز جفایت مرده و دل در غمت پروردهایم6نقل کریںتا تولا کردهایم از عاشقی در دوستیتچون سنایی از همه عالم تبرا کردهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما را میفگنید که ما اوفتادهایمدر کار عشق تن به بلاها نهادهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273اگلی نظماز پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایمنز برای طرب و لهو و فغان آمدهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما را میفگنید که ما اوفتادهایمدر کار عشق تن به بلاها نهادهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273
اگلی نظماز پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایمنز برای طرب و لهو و فغان آمدهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275