سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 174غزل شمارهٔ 174شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اریایپسرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!پس به شوخی لب چرا خاموش داری، ای پسر؟2نقل کریںدر ره عشق تو ما را یار و مونس گفت توستزان بگفتی از تو میخواهم یاری، ای پسر!3نقل کریںدیر زی در شادکامی کز اثرهای لطیفمونس عقلی و جان را غمگساری، ای پسر!4نقل کریںتلخ گردد عیش شیرین بر بتانِ قندهارچون به گاه بذله زان لب لطف باری، ای پسر!5نقل کریںبامداد از رشک، دامن را کند خورشید چاکرویِ چون ماه از گریبان چون برآری، ای پسر!6نقل کریںسر بسان سایه زان بر خاک دارم پیش توکز رخ و زلف آفتاب و سایه داری، ای پسر!7نقل کریںسرکشان سر بر خط فرمان من بنهند باشتا به گِرد مه خط مشکین برآری، ای پسر!8نقل کریںار نبودی ماه رخسار تو تابان زیر زلفبا سر زلف تو بودی دهر تاری، ای پسر!9نقل کریںکودکی کآن را به معنی در خم چوگان زلفهمچو گویی روز و شب گردان نداری، ای پسر!10نقل کریںشد گرفتار سر زلف کمندآسای توروز دعوی کردن مردان کاری، ای پسر!11نقل کریںشد شکار چشم روبه باز پر دستان توصدهزاران جان شیران شکاری، ای پسر!12نقل کریںماه روی تو چو برگ گل به باغ دلبریشد شکفته بر نهال کامگاری، ای پسر!13نقل کریںبس دلا کز خرمی بیبرگ شد زان برگ گلآه اگر بر برگ گل شمشاد کاری، ای پسر!14نقل کریںکی شدندی عالمی در عشق تو یعقوبوار؟گر نه از یوسف جهان را یادگاری، ای پسر!15نقل کریںچون سنایی را به عالم نام فخر از عشق توستننگ و عار از وصلت او می چه داری، ای پسر؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن تو را ام حلقه در گوش ای پسر!پیش خود میدار و مفروش ای پسر!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173اگلی نظمزلف چون زنجیر و چون قیر ای پسریک زمان از دوش برگیر ای پسرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن تو را ام حلقه در گوش ای پسر!پیش خود میدار و مفروش ای پسر!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 173
اگلی نظمزلف چون زنجیر و چون قیر ای پسریک زمان از دوش برگیر ای پسرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175