سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 20 - در مذمت بخیلی گویدشمارهٔ 20 - در مذمت بخیلی گویدشاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یزهستصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیگ خواجه ز گوشت دوشیزهستمطبخ او ز دود پاکیزهست2نقل کریںخواجه چون نان خورد در آن موضعمور در آرزوی نان ریزهست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیش ازین گفتم سه بوسش را همیمردمست آن روسبی زن مردمستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 19 - در هجای علی سه بوسشاگلی نظمخواجه منصور بپژمرد ز مرگتازگی جهل ز پژمردن اوستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 21 - در رثای منصور سعیدماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیش ازین گفتم سه بوسش را همیمردمست آن روسبی زن مردمستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 19 - در هجای علی سه بوسش
اگلی نظمخواجه منصور بپژمرد ز مرگتازگی جهل ز پژمردن اوستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 21 - در رثای منصور سعید