سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 65شمارهٔ 65شاعر: سناییوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: مگردندصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچرا نه مردم دانا چنان زید که به غمچو سرش درد کند دشمنان دژم گردند22نقل کریںچنان نباید بودن که گر سرش ببرندبه سر بریدن او دوستان خرم گردند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز جواب و سوال ما دانیشاید ار زیر کی فرو ماندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 64اگلی نظمخواجگانی که اندرین حضرتخویشتن محتشم همی دارندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 66◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور