سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 121شمارهٔ 121شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: هنهامصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند در میان دو گویم زمین و چرخلیک این دو گوی را به یک اندیشه پهنهام2نقل کریںدر دیدهٔ سخای تو پوشیده ماندهامزان پیش تو چو نور دو چشمت برهنهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو مرا از نسب و جان و خرد خویش منیمن از آمیزش این چار گهر خویش توامسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 120اگلی نظمآن حور روح فش را بر عقل جلوه کردمو آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردمسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 122ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو مرا از نسب و جان و خرد خویش منیمن از آمیزش این چار گهر خویش توامسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 120
اگلی نظمآن حور روح فش را بر عقل جلوه کردمو آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردمسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 122