سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 162 - در رثای محمد بهروزشمارهٔ 162 - در رثای محمد بهروزشاعر: سناییوزن: فاعلاتن مفاعلن فعلنقافیہ: اهصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاعتقاد محمد بهروزکرد روزیش از آن جهان آگاه2نقل کریںچون به از زر به عمر هیچ ندیدزر به درویش داد و عمر به شاه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای چو ماهی نشسته در خرگاهوز تو خرگاه چون سپهر از ماهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 161 - تقاضای گوشت و انگوراگلی نظمگفتم بنالم از تو به یاران و دوستانباشد که دست ظلم بداری ز بیگناهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 163ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای چو ماهی نشسته در خرگاهوز تو خرگاه چون سپهر از ماهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 161 - تقاضای گوشت و انگور
اگلی نظمگفتم بنالم از تو به یاران و دوستانباشد که دست ظلم بداری ز بیگناهسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 163