سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 92غزل شمارهٔ 92شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ادصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا کی کنم از طرهٔ تو فریادتا کی کشم از غمزهٔ تو بیداد2نقل کریںیک شهر زن و مرد همی باز ندانندفریاد من از خنده و بیداد تو از داد3نقل کریںآن روز که زلفین نگون تو بدیدندگشتند ترا بنده چو من بنده و آزاد4نقل کریںهشیار نشد هر که ز گفتار تو شد مستغمناک نشد هر که ز دیدار تو شد شاد5نقل کریںمن با رخ چون لاله و با عارض چون مشکبا قامت چون تیر ز وصل تو کنم یاد6نقل کریںتو زر کنی از لاله و کافور کنی مشکچوگان کنی از تیر زهی جادوی استاد7نقل کریںویران کنی آن دل که درو سازی منزلهرگز نگذاری که بود منزلت آباد8نقل کریںای منزل تو گشته ز آشوب تو ویرانآن شهر کزو خاستی آباد همی باد9نقل کریںجیحون شده چشم من از آن زلف سمن سابر باد شده زلف تو از قامت شمشاد10نقل کریںمشهور جهان گشته سنایی ز غم تواز روی چو خورشید تو ای طرفهٔ بغداد11نقل کریںتو مایهٔ خوبی شدی ای مایهٔ خوبانافگنده درین خسته دلم عشق تو بنیاد12نقل کریںصد رحمت و صد شادی بر جان تو ای بتمادر که ترا زاد بر او نیز دعا باد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91اگلی نظمایام چو من عاشق جانباز نیابددلداده چنو دلبر طناز نیابدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 93آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهادصورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91