سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 80غزل شمارهٔ 80شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ریستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتریستاز باقیات مردان، پیری قلندریست22نقل کریںپیری که از مقام منیّت تنش جداستپیری که از بقای بقیّت دلش بریست33نقل کریںتا روز، دوش، مستِ خرابات اوفتاده بودبر صورتی که خلق، بَرو بر، همی گریست44نقل کریںگفتم «ورا ببینم، که این سخت منکرست»گفتا که «حالِ منکَری از شرط منکِریست»55نقل کریںگفتم «گر این حدیث درست است پس چراست؟کاندر وجود معنی با خلق داوریست»66نقل کریںگفت «آن وجودِ فعل بُوَد کاندرو تو رابا غیر داوری ز پی فضل و برتریست»77نقل کریںآن کس که دیو بود چو آمد درین طریقبنگر به راستی که کنون خاصه چون پَریست88نقل کریںدستِ هنر نهاد کُله بر سر خِردهر تکمه از کلاهش دینارِ جعفریست99نقل کریںگفتم «دل سنایی از کفر آگه است»گفت «این نه از شمارِ سخنهای سرسریست»1010نقل کریںدر حقِّ اتحاد حقیقت به حقِ حقچون تو نهای حقیقتِ اسلام کافریست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشور در شهر فکند آن بت زُنّارپرستچون خرامان ز خرابات برون آمد مستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 79اگلی نظمای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیستجان اسیر عشق گشته دل به کیوان شرط نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 81◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںامروز چرخ را ز مه ما تحیریستخورشید را ز غیرت رویش تغیریسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 458◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشور در شهر فکند آن بت زُنّارپرستچون خرامان ز خرابات برون آمد مستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 79
اگلی نظمای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیستجان اسیر عشق گشته دل به کیوان شرط نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 81