سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177غزل شمارهٔ 177شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انشمرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمرجان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر2نقل کریںکفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شونددستگاه کفر بیش از مایهٔ ایمان شمر3نقل کریںور نمیدانی که خود جانان چه باشد در صفاهر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر4نقل کریںچشمهٔ حیوان چه جویی قطرهای آب از نیازدر کنار افشان ز چشم و چشمهٔ حیوان شمر5نقل کریںیوسف گم کرده از نو دیدهٔ شوخی بدوزپوست را بر قالب خود خانهٔ احزان شمر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمواره جفا کردن تا کی بود ای دلبرپیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176اگلی نظمای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیراز سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خورسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 178آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهمواره جفا کردن تا کی بود ای دلبرپیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبرسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 176
اگلی نظمای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیراز سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خورسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 178