سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275غزل شمارهٔ 275شاعر: سناییوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انامدهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایمنز برای طرب و لهو و فغان آمدهایم2نقل کریںعشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفسما ازین معنی بی نام و نشان آمدهایم3نقل کریںتا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیمکز غرور خود بی خود به زبان آمدهایم4نقل کریںمانده در بند زمانیم و زمان ما را نهدر مکانیم نه از بهر مکان آمدهایم5نقل کریںهر کسی راه ازین ره به قدم میسپردما در اسپردن این راه به جان آمدهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایمرحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274اگلی نظمما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهادهایمتا که در بند کلهدوزی اسیر افتادهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایمرحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274
اگلی نظمما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهادهایمتا که در بند کلهدوزی اسیر افتادهایمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276