سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 112غزل شمارهٔ 112شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: امایزدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخوبت آراست ای غلام ایزدچشم بد دور! خه! بهنامایزد!2نقل کریںنافرید و نیاورید به حسنهیچ صورت چو تو تمام ایزد3نقل کریںدر جهان جمالت از رخ و زلفبهم آورد صبح و شام ایزد4نقل کریںسبب آبروی جانها کردخاک کوی تو گام گام ایزد5نقل کریںاز پی عزت جمال تو دادصورت لطف را قوام ایزد6نقل کریںاز پی منّت وجود تو کردگردنان را به زیرِ وام ایزد7نقل کریںاز پی خدمت رکاب تو دادآدمی را دم دوام ایزد8نقل کریںکرد گرد سم ستور رهتسرمهٔ چشم خاص و عام ایزد9نقل کریںبرهمن را چو پرسی ایزد کیستگوید آن رخ نگر کدام ایزد10نقل کریںای به هر دم شراب آدم خوارزده بر جام جانت جام ایزد11نقل کریںسر دام خودی نداری هیچزان مدامت دهد مدام ایزد12نقل کریںوز برای شکار دلها ساختخال تو دانه زلف دام ایزد13نقل کریںآنچنان کعبهای که هست ترادر و دیوار و صحن و بام ایزد14نقل کریںبده انصاف هیچ وا نگرفتاز تو از نیکویی و کام ایزد15نقل کریںخوبت آراستهست طرفه تر آنکخود همی گویدت به نام ایزد16نقل کریںتو مقیمی از آن سنایی راداد بر درگهت مقام ایزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زدعشق بازی را بکرد و خاک بر افلاک زدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111اگلی نظمزهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زدعشق بازی را بکرد و خاک بر افلاک زدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111
اگلی نظمزهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113