صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 737غزل شمارهٔ 737شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ردهراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمشمر ز عمر خود نفس ناشمرده رادفتر مساز این ورق باد برده را22نقل کریںبا زاهد فسرده مکن گفتگوی عشقتلقین نکرده است کسی خون مرده را33نقل کریںتخمی که سوخت، سبز نگردد ز نوبهارافسرده تر کند می گلگون فسرده را44نقل کریںبپذیر عذر باده کشان را، که همچو موجدر دست خویش نیست عنان، آب برده را55نقل کریںاندیشه کن ز باطن پیران که چون چنارهست آتشی نهفته به دل سالخورده را66نقل کریںصائب نظر به سیب زنخدان یار نیستدندان به پاره های دل خود فشرده را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفتم ز راه دل خس و خار گناه راکردم به آه همچو کف دست راه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736اگلی نظمبا زلف کار نیست رخ یار دیده راره می گزد چو مار، به منزل رسیده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 738◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرفتم ز راه دل خس و خار گناه راکردم به آه همچو کف دست راه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736
اگلی نظمبا زلف کار نیست رخ یار دیده راره می گزد چو مار، به منزل رسیده راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 738