صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1958

غزل شمارهٔ 1958

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اننشستهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از رفتن تو باغ پریشان نشسته است

گل در کمین چاک گریبان نشسته است

2

دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست

یوسف ازین گناه به زندان نشسته است

3

در روزگار کشتی عاشق شکست ما

دریا به خواب رفته و طوفان نشسته است

4

شوریده ای کجاست قدم در میان نهد؟

شد مدتی که شور بیابان نشسته است

5

در راه خاکساری ما چوب منع نیست

این گرد بر بساط سلیمان نشسته است

6

شد مدتی که داغ سیه روزگار ما

در انتظار صبح نمکدان نشسته است

7

از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست

دیوانه ای میانه طفلان نشسته است

8

تا آمده است سینه صائب به جوش فکر

از جوش، بحر قلزم و عمان نشسته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عیش دل شکسته به آزار بسته است

جوش بهار آبله در خار بسته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1957

اگلی نظم

آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است

سودای عشق در سر مجنون گذاشته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1959

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور