صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 648غزل شمارهٔ 648شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انیراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوام نیست چو ایام گل جوانی راشتاب خنده برق است شادمانی را22نقل کریںمکن به لهو و لعب صرف، نوجوانی رابه خاک شوره مریز آب زندگانی را33نقل کریںبه کلفتی که ز دوران رسد گرفته مباشکه گردباد سبک می برد گرانی را44نقل کریںبه پایداری غم نیست روزگار نشاطشتاب خنده برق است شادمانی را55نقل کریںتوان ز آینه جبهه سکندر دیدسیاه کاسگی آب زندگانی را66نقل کریںاگر چه قامت خم کرد طاق نسیانمچنان نشد که فرامش کنم جوانی را77نقل کریںقرار در تن خاکی مجو ز جان صائبحضور، پا بر رکاب است کاروانی را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرساند ابر به جایی گهرفشانی راکه برد کوه غم از سینه ها گرانی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 647اگلی نظمبه کوی عشق مبر زاهد ریایی رامکن به شهر بدآموز، روستایی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرساند ابر به جایی گهرفشانی راکه برد کوه غم از سینه ها گرانی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 647◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرساند ابر به جایی گهرفشانی راکه برد کوه غم از سینه ها گرانی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 647
اگلی نظمبه کوی عشق مبر زاهد ریایی رامکن به شهر بدآموز، روستایی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649