صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6749

غزل شمارهٔ 6749

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انهخودداری

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری

کند با ترکتاز سیل چون ویرانه خودداری؟

2

ز خط سبز افزون می شود بی تابی عاشق

کجا در نوبهاران آید از دیوانه خودداری؟

3

به ساقی احتیاجی نیست در میخانه وحدت

که نتواند ز زور می کند پیمانه خودداری

4

تجلی کوه را کبک سبک پرواز می سازد

نیاید در حضور شمع از پروانه خودداری

5

تراوش می کند بی خواست ناز از چشم مخمورش

کند چون در سخاوت همت مستانه خودداری؟

6

ز مرکز گردش پرگار طاقت می برد اینجا

مجو در حلقه اطفال از دیوانه خودداری

7

شود گر آب دل در سینه گرمم عجب نبود

کند این نخل مومین چون در آتشخانه خودداری؟

8

تکلف می کند بیگانه از هم آشنایان را

مکن با آشنا چون مردم بیگانه خودداری

9

ز خاموشی شود سودای عشق ای همنفس افزون

مکن با دیده بیخواب در افسانه خودداری

10

به شکر این که چون عیسی دم جان پروری داری

مکن در پرسش بیمار، بیدردانه خودداری

11

دل صدپاره را گفتار حق در وجد می آرد

نیاید وقت ذکر از سبحه صددانه خودداری

12

در آغاز محبت لازم عشق است بی تابی

نیاید از می ناپخته در خمخانه خودداری

13

کند خورشید تابان سینه ات را مخزن گوهر

کنی چون کوه زیر تیغ اگر مردانه خودداری

14

ز غلطانی سرشک از چشم من بی خواست می ریزد

نیاید در صدف از گوهر یکدانه خودداری

15

نگیرد یک نفس آرام دل در سینه گرمم

کند در تابه تفسیده ای چون دانه خودداری؟

16

بود در راههای دلنشین آسایش منزل

نمی آید در آن زلف دراز از شانه خودداری

17

ز شمع استادگی زیباست، از پروانه جانبازی

ز عاشق بیخودی خوش باشد، از جانانه خودداری

18

مپوش از روی آتشناک خوبان چشم وقت خط

مکن پیش چراغ صبح ای پروانه خودداری

19

مرا نظاره آن لعل میگون بس بود صائب

کند ساقی اگر در دادن پیمانه خودداری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری

نگردی آشنای خویش تا یک آشنا داری

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6748

اگلی نظم

به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری

روانشان تازه از مد رسای بوی خودداری

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6750

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور