صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5326

غزل شمارهٔ 5326

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رساختم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم

من به ظلمت ز آب حیوان چون سکندر ساختم

22

در محیط عشق غواصی نمی آمد ز من

با کف بی مغز ازان دریای گوهر ساختم

33

بازشد از شش جهت بر روی من هر در که بود

تا ازین درهای بی حاصل به یک در ساختم

44

همچنان چون عود خامم در محبت گرچه من

سینه را از آه آتشباز مجمر ساختم

55

من که دریا در نمی آمد به چشم همتم

عاقبت با قطره آبی چو گوهر ساختم

66

می شمارند اهل درد از بیغمانم گرچه من

داغ خود را خوش نمک از شورمحشر ساختم

77

می کشم خجلت زبینایان ز کوته دیدگی

تا ترا با آفتاب و مه برابر ساختم

88

حاصلی جز سنگ طفلان در برومندی نبود

من به برگ از گلشن ایجاد از بر ساختم

99

آفتاب مغفرت می خواست میدان وسیع

دامن خود را به جای دیده من ترساختم

1010

شوق من از نامه پردازی به دیدارش فزود

چشم خود را حلقه پای کبوتر ساختم

1111

هر سر بی مغز درخورد کلاه فقر نیست

من زناشایستگی با افسر زر ساختم

1212

شیشه خشک است در کامم شراب لعل فام

تا به خون دل دهان خویش راترساختم

1313

چهره زرین ز چشم زخم صائب ایمن است

از زروسیم جهان باروی چون زرساختم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفتگوی عشق را من در میان انداختم

طرح جوهر من به شمشیر زبان انداختم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5325

اگلی نظم

از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم

ماه گرم جلوه و من درکتان می سوختم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5327

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور