صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269غزل شمارهٔ 269شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اداریمماصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدیده سیر و دل بی مدعا داریم ماآنچه می باید درین مهمانسرا داریم ما22نقل کریںآبروی بی نیازی چشمه حیوان ماستکی چو اسکندر غم آب بقا داریم ما؟33نقل کریںگر به درد و داغ روزافزون خود قانع شویمبرگ عیش آماده تا روز جزا داریم ما44نقل کریںجنگ دارد دولت دنیا و امنیت به همجا به زیر تیغ از بال هما داریم ما55نقل کریںخصم اگر بر دست و تیغ خویش دارد اعتماداعتماد تیغ بر دست دعا داریم ما66نقل کریںشکوه از غربت درین گلزار، کافر نعمتی استآشنایی چون نسیم آشنا داریم ما77نقل کریںمی کند دست دعا بی برگی ما را علاجدست پیش مردم عالم چرا داریم ما؟88نقل کریںچون الف هر چند ما را از دو عالم هیچ نیستز استقامت سقف گردون را به پا داریم ما99نقل کریںخم نگردد بی ثمر شاخی و از بی حاصلیخجلت بسیار ازین قد دو تا داریم ما1010نقل کریںمی برد خاکستر ما را به سیر لامکانآتشی کز شوق او در زیر پا داریم ما1111نقل کریںاستقامت در مزاج سرو این گلزار نیستاز گل رعنای او چشم وفا داریم ما1212نقل کریںاز تن آسانی زمین گیر فراغت نیستیمبال پروازی ز نقش بوریا داریم ما1313نقل کریںرحم کن ای آفتاب عشق بر ما ناقصانکز رگ خامی به دوزخ راهها داریم ما1414نقل کریںزان خزان خوشتر بود ما را که ایام بهارخار در پیراهن از نشو و نما داریم ما1515نقل کریں(پاکبازی دست بر نام و نشان افشاندن استمنت روی زمین از نقش پا داریم ما)1616نقل کریں(نان ما را شرم در دریای خون انداخته استگنج ها نقصان ز شرم نارسا داریم ما)1717نقل کریں(گر بود انصاف، از اعمال ناشایست ما(ست)شکوه ای کز ساده لوحی از قضا داریم ما)1818نقل کریںمعنی بیگانه صائب سد راه ما شده استورنه در هر گوشه چندین آشنا داریم ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ماهمچو مرکز پای برجاییم و سیاریم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268اگلی نظماز غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟چون مه کنعان عزیزی در سفر داریم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ماهمچو مرکز پای برجاییم و سیاریم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268
اگلی نظماز غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟چون مه کنعان عزیزی در سفر داریم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270